نمایش 7 نتیجه (ها)

علت بد رفتاری کودکان چیست؟

اغلب برای والدین مشکل است درک کنند چرا فرزندان آنها درست آن کاری را می کنند که خوشایند آنها نیست. رفتار کودکان در واقع گفتن احساس خودشان به شما با زبان بی زبانی است.

درک دلایل رفتار ناپسند فرزندان به شما یاری خواهد داد تا راهی را برای دگرگونى رفتارشان پیدا کنید.

برای رفتار ناپسند چند دلیل ممکن است وجود داشته باشد:

  • برای جلب توجه
  • نداشتن مهارت برای تدبیر شرایط به نحوی دیگر
  • فریادی برای درخواست کمک و یا احساس سرخوردگی
  • سوء تفاهم
  • انتظارات یا مقررات غیر منطقی
  • فراموش کردن مقررات و محدودیت ها

تعیین حدود رفتاری

کودکان حدودی لازم دارند. آنها به مقررات (ضوابطی) که مستلزم سلامتی آنها باشد نیاز دارند تا در محدوده این ضوابط حق انتخاب و احساس مسؤلیت داشته، موفقیت را تجربه نمایند.

این حدود بایستی روشن، پا برجا و بدون دگرگونی باشد. دگرگونگی این حدود باعث می شود که کودکان مطمئن نباشند که چه کاری را می

توانند و چه کاری را نمی توانند انجام دهند.

مقرراتی را که تعیین می کنید ساده و برای همه باشد و دلیل وجودی این مقررات را هم بیان کنید. بدانید که چرا یک محدودیت خاصی را قائل می شوید و منطقی بودن آنها را رعایت نمائید.

می شوید و منطقی بودن آنها را رعایت نمائید.

دائما به فرزندان خود این مقررات و حد و حدود را یادآوری کنید.

نتیجه عدم رعایت این مقررات باید:

  • اسرع وقت باشد
  • کوتاه و سریع باشد وگرنه اثر خود را از دست می دهد.
  • با مسئله اصلی ربط داشته باشد.
  • همیشه بارعایت احترام و سلامتی کودک باشد.

جدی ولی منصف باشید.

شما از راه های زیر می توانید به کودکان یاری نمائید:

  • سخن آنان را گوش داده و راه گفتگو را همواره باز نگهدارید.
  • احساسات انان را درک کنید.
  • همیشه بر مقررات و حدود خود پابرجا باشید.
  • توجه داشته باشید که انتظارات شما واقع بینانه باشد.
  • وقت و توجه خود را برای آنان صرف کنید.
  • آنان را تشویق کنید تا مسائل خودشان را خود حل کنند.
  • از رفتار پسندیده آنان تمجید کنید.

یادتان باشد

  • کودکان همه با هم فرق دارند و پدر یا مادر بایستی باهرکدام شیوه خاصی را بکار برند.
  • همیشه ممکن است یک روش خاص نتیجه بخش نباشد! خلاقیت به خرج دهید.
    شیوه پدری و مادری کردن با بالا رفتن سن فرزند، توانائیها و نیاز های او بایستی فرق کند.

خود شناسی به عنوان پدر يا مادر

همۀ ما می خواهيم تا حد توان خود بهترين پدر يا مادر ممکن باشيم همۀ ما در حالی پدر يا مادر می شويم که پندارهای متعددی پيرامون فرزند داری داريم.

ما به عنوان پدر يا مادر آرزوها و آمال هائی برای فرزندان و خودمان داريم. ولی برخی از اوقات، موانعی سر راه ما قرار گرفته و مانع از اين می شود که ما پدر يا مادری که می خواهيم بشويم. گاهی فکر می کنيم که در واکنش به فرزندمان در الگوئی گير می کنيم که آن را دوست نمی داريم بی آنکه واقعا بدانيم چرا چنين چيزی اتفاق افتاد است.

ما نند کودکان، تجربياتمان شکل دهندۀ هستی ما می باشد. ما پندار های خويش در مورد فرزندان و فرزند داری را از منابع مختلفی در پيرامون خودمان، از جمله والدين خويش،خويشاوندان، دوستان، مهد کودک، مدرسه، کارشناس ها و رسانه ها می گيريم.

به عنوان والدين، اکثر ما آنچه را که به نظرمان بهترين است تکرار می کنيم. بيشتر وقت ها آنچه را ما بهترين می دانيم از تجارب شخصی خودمان استنتاج می کنيم. تجارب ما هنگام پرورش در خانوادۀ خويش پايه مهمی برای ارزش ها و باورهائی می باشند که در بارۀ فرزندان، فرزند داری و خانواده داريم.

کارهائی که بر خلاف داوری بهتر خودمان می کنيم……

همۀ ما والدين در هنگام بخصوصی خود را در وضعيتی می يابيم که در مورد فرزندانمان کاری را انجام می دهيم يا حرفی را با آنان می زنيم که بر خلاف داوری های بهتر ما است.

مرا فشار می دهند و من چنان از کوره در می روم که نمی توانم جلو « دکمۀ سرخ » “من نمی خواهم سر فرزندانم داد بکشم، آنها دار خودم باشم.”

در همۀ اين مواقع، والدين اغلب می انديشند که موجب اُفت همسر، فرزندان و حتی خودشان شده اند.

احساسات می توانند بر ما غلبه کنند و حتی گاهی بر بهترين والدين تاثیر بگذارند. درک اينکه چنين احساساتی از کجا می آيند، به ما اجازه می دهد که چگونگی واکنش خود نسبت به فرزندانمان را دگرگون کنيم.

آگاهی از خويش و از فرزندتان

فرزندانمان ما را در انعطاف پذيری و مهار احساسات و رفتارمان به چالش می کشند. ممکن است هنگام داشتن ناراحتی (استرس)، خستگی، خشم يا سرخوردگی، توانمندی خويش را در واکنش انعطاف پذير نسبت به فرزندان از دست بدهيم.

نياز ها و احساسات خود ما ممکن است باعث شوند واکنش ما به جای درخور وضعيت بودن، سريع و “انعکاسی” باشد. اين امر اغلب باعث می شود پدر يا مادر و فرزند احساس کنند که پيوند با يکديگر را از دست داده اند و هريک در حالت احساس خشم،

رنج و سوء تفاهم به حال خود رها شوند.

به عنوان والدين، ما بايد به آن چيزهائی که “دکمه های سرخ ما فشار می دهند” آگاه باشيم. اغلب احساسات يا رفتار فرزند ممکن است در ما چنان احساس يا رفتاری را ايجاد کند که به وضعيتی که ما و فرزندمان خود را در آن موقعيت می يابيم کمک نکرده و با آن ربطی نداشته باشد. ما نياز داريم که نياز ها و احساسات خودمان را از وضعيتی که فرزندمان دارد جدا کنيم تا اينکه بتوانيم واکنشی مناسب آن نشان دهيم.

با بازانديشی به خويش ما می توانيم پی ببريم که چرا چنين پندار، احساس و يا رفتاری را داريم. با اين بازانديشی به خويش و خودآگاهی می توانيم انعطاف و سازگاری خود را به عنوان پدر يا مادر داشته باشيم.

پندار شما در بارۀ فرزند داری از کجا ناشی شده؟

انتظارات شما از فرزندان از کجا ناشی شده؟

از چه راه و تا چه حدی تجربيات شخصی شما در دوران کودکی بر روی چگونگی فرزند داری شما هم اکنون اثر دارد؟

چه چيزی از فرزند داری خودم را دوست دارم؟

چه چيزی از فرزند داری خود را می خواهم دگرگون نمايم؟

فرزندم از من به عنوان پدر يا مادر چه می خواهد که با انتظارات من از والدينم متفاوت می باشد؟

با بزرگ تر شدن فرزندم در رويۀ فرزند داری خود چه دگرگونی بايد ايجاد کنم؟

ترس و تشويش کودکان

بيشتر کودکان در مرحله ای از زندگی خود دچار ترس هائی می شوند. ترس های معمول شامل ترس از تاريکی، صدای بلند، حيوانات درشت جثه، گم شدن، هيولا ها و خوابيدن در محلی به تنهائی. برخی از اوقات کودکان واقعاً دچار ترس می شوند که نکند به علت بيماری يا مرگ يکی از والدين خود را از دست بدهند.

تشويش هم جزئی از رشد احساسی اطفال است. برای کودکان تشويش به صورت ترس بيش از حد و نگرانی پيش می آيد.

تشويش ممکن است ناشی از آن باشد که کودک در زندگی خود دچار دگرگونی های بسياری بشود. برای مثال، وقتی که کودکان به خانۀ نوی می روند، مدرسۀ نوی را آغاز می کنند، يا به فعاليت جديدی می پردازند ممکن است دچار تشويش شوند. تشويش در موقعی هم پيش می ايد که اطفال ندانند برای خودشان يا کسانی که دوستشان دارند چه اتفاقی می افتد.

تشويش در کودکان به شکل گستره ای از رفتارها بروز می کند مانند جنگ کردن با برادر و خواهران و دوستان، کج خلقی،

آشفتگی در خواب، گريه شديد، لجبازی و يا چسبيدن (به مادر يا پدر). فهميدن دليل رفتاری کودکان در برخی از مواقع ممکن است دشوار شود. اگر مواظب آنچه که در مورد کودکان شما اتفاق می افتد باشيد، کمک می کند بتوانيد علائم رفتاری را که نشانۀ تشويش آنان باشد دريابيد.

واکنش نسبت به ترس و تشويش فرزندتان

نگرانی های و ترس فرزندان خود را مورد تمسخر قرار ندهيد. با آنکه چنين ترس هائی ممکن است ساده لوحانه و يا غير منطقی به نظر آيد، ولی برای فرزند شما واقعی و جدی هستند. کوشش نکنيد که او را سرخورده يا خشمگين سازيد. گوش دهيد که ببينيد ترس های فرزند شما چيست. اين ترس ها را تصديق کنيد و بگذاريد فرزند شما بداند که مايل هستيد او را کمک کنيد.

به فرزندانتان فرصت دهيد تا بتوانند بر اين ترس هايشان چيره يابند. ممکن است هفته ها يا ماه ها و حتی مدت بيشتری طول بکشد.

گفت و شنود با فرزندان در بارۀ ترس ها و نگرانی های ايشان باعث می شود که از اثر فراگير آن ها کم کند.

برای رفع نکرانی های فرزندتان برايش توضيحات منطقی و ساده ای ارائه کنيد.

راجع به ترس های خودتان و نحوه چيره شدن بر آن ها برای فرزندتان توضيح دهيد.

به فرزندان خود نگوئيد که چيزی نيست که از آن ترس داشت. اين گفته ممکن است اينطور تعبير شود که شما احساس فرزندانتان را درک نمی نمائيد.

به فرزندانتان کمک کنيد راجع به چيزهائی فکر کنند که باعث بشود کمتر احساس نگرانی نمايند. برای مثال، اگر ترس فرزند شما در ارتباط با تاريکی يا هنگام شب است، در بارۀ نور های شبانگاهی گفت و شنود داشته باشيد، از وسايل بازی به عنوان “محافظ” استفاده کنيد و برای موقع خواب ترتيبی داده و به اين ترتيبات عمل نمائيد.

کودکان اغلب نمی توانند تشويش را توضيح دهند. ممکن است برای آنان دشوار باشد که ترس ها و نگرانی های خود را بيان نمايند. سعی کنيد با بازی هائی به کودکان کمک کنيد تا ترس خود را تدبير نمايند. برای مثال، بازی به عنوان دکتر ممکن است باعث شود که فرزند بر ترس از مراجعه به دکتر چيره شود.

با نظارت بر چيزهائی که فرزندان در تلويزيون نگاه می کنند ترس ها را به کمترين سطح برسانيد. از نشان دادن برنامه های نامناسب که ممکن است باعث نگرانی آنان بشود پرهيز نمائيد.

فرزندان را برای وضعيت هائی آماده کنيد که می دانيد موجب تشويش انان می شود. مثلا بگوئيد که چه کسی آنجا خواهد بود، چه اتفاقی خواهد افتاد و اينکه اگر نگرانی برای کودک پيش امد به چه کسی بايد مراجعه نمايد. مثلا اگر مدرسه تازه ای را آغاز می کند پيش از اولين روز آغاز مدرسه او را به دفعات به آن مدرسه ببريد، در زمين ورزش مدرسه در روزهای آخر هفته وقت صرف کنيد، معلوم کنيد که محل کلاس او کجا است، توالت ها در کجا هستند و اينکه پس از مدرسه در کجا يکديگر را خواهيد ديد.

وقتی که کودک فکر کند که تا حدودی مهار وضعيت در دست او است، ترس او کم تر می شود. کودکان را مجبور نکنيد تا با ترس های عميق خود مستقيماً مقابله نمايند. سعی کنيد که حساسيت آنان را نسبت به منبع ايجاد ترس کم کنيد (آنها را نسبت به ترس ايمن سازيد) مثلا اگر فرزند شما از سگ های درشت جثه می ترسد، در يک محيط امن و مهار شده آن ها را با سگ آشنا کنيد و به آنها تصويرهائی از سگ ها را در کتاب ها نشان دهيد، با يک سگ اسباب بازی، بازی نمائيد، در فروشگاه هائی که حيوانان خانگی می فروشند سگ ها را تماشا کنيد و وقتی که فکر می کنيد که او آمادگی دارد و محيط هم امن می باشد از او بخواهيد دست نوازشی روی سگی رام و کوچک بکشد.

وقتی که کودکان کوشش می کنند که بر ترس ها و تشويش های خود چيره شوند آنان را تمجيد و تصديق کنيد.

از نشان دادن تشويش و ترس خدتان به کودکان پرهيز کنيد چون چنين کاری باعث افزايش ترس آنها می شود. برخی از اوقات تشويش شما می تواند از تشويش فرزندتان هم بيشتر شود. کودکان به آسانی اين تشويش را متوجه می شوند. فکر کنيد که چطور خودتان هم تشويش خويش را تدبير نمائيد.

هنگام لزوم اخذ راهنمائی کارشناسی

با آنکه تشويش در کودکان امری بسيار عادی است، هنگامی که اين تشويش روی رشد صحيح او اثر مخرب خود را آغاز می کند، والدين بايد راهنمائی کارشناسانه دريافت دارند. اگر ترس ها و تشويش های فرزند شما بر روی فعاليت های عادی روزانۀ پزشک متخصص کودکان، ،GP او اثر می گذارد و با گذشتن ماه ها به جای بهتر شدن بدتر می شود، از پزشک عمومی يا مشاور پيش دبستانی راهنمائی بخواهيد.

پرورش حس استقلال

يکی از کارهای کليدی در مورد فرزند داری اين است که فرزندانی مستقل، و خود انگيزه به بار بياوريد که بتوانند هنگام رشد، به طور شايسته از پشتيبانی والدين خود و دوستان بهره مند شوند. شما می توانيد در فرزند خود احساس استقلال سالمی را ايجاد کنيد.

استقلال يکی از جنبه های مهم تکامل فرزند شما است. از سن دو سالگی کودکان برای استقلال می کوشند. از اين سن، بايد فرزند خود را تشويق کنيد تا در مورد گزينه های ساده ای از زندگی خود، خودش تصميم بگيرد.

درجۀ استقلالی که از فرزند خود انتظار داريد بايد با سن و استعداد او تناسب داشته باشد و با گوناگونی هر وضعيت جور باشد. کودکان ممکن است در برخی از موارد بيش از ساير موارد استقلال داشته باشند.

برای والدينی که سرشان شلوغ است ممکن است موانعی پيش آيد و چيزهائی را برای فرزندانشان انجام دهند که خود آنان قادر به انجام آن باشند. با آنکه در بادی امر کمک به فرزندان برای آنکه خودشان کارهای مناسبی را انجام دهند ممکن است عملاً وقت گيرتر هم باشد، ولی در نتيجۀ اين کار، اعتماد به نفس و استقلال فرزند بيشتر می شود.

راه های تشويق استقلال مناسب

ه فرزند خود فرصت دهيد يکی را از ميان تعدادی از گزينه ها انتخاب کند که برای شما قابل قبول است. برای مثال، به فرزند خود اين آزادی را بدهيد که هر روز لباسی را که می خواهد بر تن کند ولو اينکه محدود به انتخاب رنگ های خاصی باشد.

بگذاريد فرزند شما خطاهائی هم بکند و از آنها درس بگيرد.

بگذاريد فرزندان در انجام کارهای اساسی خانه نظير جارو کردن، گردگيری و مرتب کردن تختخواب ها سهم داشته باشند.

خوب است نمودار مسؤليت تهيه کنيد تا فرزندان بتوانند کارهای اصلی خانه را که پايان داده اند دنبال کنند.

به فرزندان خود نشان دهيد که به پندار و انديشه آنان علاقمنديد.

هر وقت ممکن باشد به تصميمات فرزندتان با ديده احترام نگاه کنيد.

به فرزندان کمک کنيد تا اثر انتخاب خود را درک نمايند.

به فرزندان مهارت های حل مسئله را ياد بدهيد – آنان را تشويق کنيد که در مورد اقداماتی که می توانند برای حل مسئله انجام دهند بيانديشند نه اينکه به آنان بگوئيد چه کنند.

از فرزندتان در وضعيتی که چالشی برای آنان باشد پشتيبانی نمائيد.

صرفنظر از نتيجه حاصل شده، کوشش های فرزندانتان برای انجام کارها را تشويق و تمجيد نمائيد.

به آنان اسباب بازی هائی را بدهيد که در خور سن آنان باشد و بتوانند برای مدت کوتاهی خودشان با آن اسباب بازی ها بازی کنند.

به فرزندان کمک کنيد تا مسؤليت بسته بندی اسباب بازی خود را خودشان عهده دار شوند.

به فرزندان مسن تر ياد بدهيد تا از ساعت استفاده و زمان را برای انجام برخی از دستورات شما به کار ببرند. برای مثال،

“شما می توانيد به خانۀ همسايه رفته و بازی کنيد، ولی می خواهم تا ساعت 4:30 بعد از ظهر خانه باشيد.”

به فرزندان کمک کنيد تا برای خود هدف هائی قابل دستيابی تعيين نمايند و برای نيل به اين هدف ها فعاليت نمايند.

بازی کودکانه کار والدین است

کی از مهمترین نیازهای کودکان بازی است. در کنار هر بازی نشاطی نهفته است. یادگیری کودکان تا اندازه بسیار زیادی از راه بازی کردن می باشد.

بازی، توانمند کننده تمام جنبه های رشد سالم کودک است

  • دویدن، توپ را با پا زدن و یا پرتاب کردن آن به کودکان کمک می کند تا توازن و همآهنگی را یاد بگیرند.
  • آواز خواندن و قافیه بازی به کودکان در رشد گویشی کمک می کند.
  • حل معما و مسئله به رشد هوشی کودکان یاری می نماید.
  • رعایت نوبت و بازی دسته جمعی مهارت های برقراری ارتباط اجتماعی و مهار نفس را به کودکان یاد می دهد.

بازی یکی از راه های مهمی است که با آن کودکان می توانند خود را نشان داده و بر احساس خویش غلبه یابند. با تماشا و هم بازی شدن با کودکان، شما می توانید به احساسات و اندیشه های فرزند خویش پی ببرید.

والدین در بازی کودکان خویش نقشی حیاتی دارند

همبازی شدن با کودک باعث می شود در یک محیط نشاط انگیز، رابطه ای مثبت بین شما با فرزندان شما برقرار نماید. بازی با فرزندان به شما فرصتهائی را ارزانی می دارد تا هنگاهی که دارند مهارتهای نوینی را تجربه می کنند، از آنها پشتیبانی نمائید. مهمترین اثر توانمند ساز برای فرزندان وقتی پیش می آید که تایید و ستایش یکی از والدین را همراه داشته باشد.

مهمترین بازی برای کودکان بازی با والدین است – یادتان باشد هر روز وقتی را برای بازی با فرزندان خود صرف نمائید.

بازی با فرزندان

وقتی که با فرزند خود بازی می کنید بایستی سطح بازی مناسب فرزند شما باشد. اگر خیلی برای فرزند آسان باشد زود حوصله او سر می رود. اگر خیلی مشکل باشد او را ممکن است سر خورده نماید.

بگذارید رهبری بازی با فرزند شما باشد. شما این نقش را تصاحب نکنید.

سعی کنید که بازی خطرناک نباشد.

از فرزندان خود بپرسید که می خواهند شما چه نقشی را در بازی ایفا نمائید.

برای بازی وقت کافی در نظر بگیرید.

سعی نکنید از کودکان خُردسال برنده شوید. این امر ممکن است آنها را از بازی بیزار نماید.

اگر فرزند شما خواست بازی خاصی را هی تکرار و تکرار نماید صبوری به خرج دهید. مهارت های نو به تجربه زیاد نیاز دارد! خود را مشتاق جلوه دهید.

صرفنظر از نتیجه ای که فرزندان می گیرند، کوشش های فرزندان را ارج نهید و تشویق نمائید.

به دنبال فرصت باشید تا هرگاه ممکن باشد، در بازی فرزندان خود شرکت نمائید. مثلا در بازی قافیه سازی فرزند یا آواز هائی در باره فعالیت های عادی روزانه مانند مرتب کردن تختخواب، شما هم شرکت کنید.

بیش از همه چیز با فرزندان خود بگوئید، بخندید و با نشاط باشید.

سالهای اولیه

چرا سالهای اولیه عمر فرزندتان اینقدر مهم است؟

بین تولد و سه سالگی، فرزند شما بیش از هر دوران دیگر در زندگی خویش، رشد و نمو می کند. نحوه رشد مغز در این دوران اولیه عمر فرزند از اهمیت بسزائی برخوردار است. در سه سال اولیه عمر کودک، مغز رشد بسیاری می کند و تعیین کننده مسیر های رشد بعدی است.

تمام کردار، گفتار، فکر و احساس ما بر مبنای تجربه است که از مغز ما نشأت می گیرد. این مغز ما است که به امکان می دهد دوست بداریم و بخندیم، گریه کنیم و آرام بگیریم، گیج بشویم و بعد درک کنیم.

مغز در حال رشد

با آنکه در بدو تولد فرزند شما دارای 100 میلیارد یاخته عصبی است، مغز او هنوز هم رشد کامل خود را نیافته است. در سالهای اولیه زندگی، این یاخته ها تکامل یافته و ارتباطات حیاتی را در مغز برقرار می سازد . به این ترتیب برروی ساختار احساسی، اجتماعی و هوشی او تاثیر می نمایند.

مغز او متاثر از اثرات محیطی در سالهای اولیه زندگی است.

مغز از اندام های حسی (مانند چشم، گوش، زبان، و پوست) استفاده می نماید تا به ما نشان دهد که در جهان پیرامون ما چه می گذرد. همه تجارب ما از صافی های حواس پنجگانه ما رد می شود. این حس ها علائمی را به مغز ما منتقل می نماید و چگونگی درک و واکنش مغز به تجارب و اطلاعات را تغییر می دهد.

نقش والدین در سالهای اولیه عمر فرزند

پژوهشگران دریافته اند که رابطه بین والدین و فرزند در سالهای اولیه از راه های مختلفی بر رشد مغز او اثر می گذارد. وقتی که تجربه فرزند در سالهای اولیه عمر از والدین با محبت و علاقه باشد، ارتباطات مغز برای داشتن احساس خوب و فراگیری تقویت می شود.

نوزادان و کودکان به پرورش، تماس بدنی (در آغوش گرفتن)، و انگیزش نیاز دارند تا آنها را در فراگرفتن و رشد به بهترین وجه توانا سازد.

در رشد فرزند، روابط مثبت والدین با کودک در اوائل دوران زندگی، باعث تقویت حس کنجکاوی، عزت نفس و خودباوری او خواهد شد. این روابط به کودک کمک خواهد کرد تا در کشاکش زندگی بهتر تاب بیاورد.

در سالهای اولیه زندگی کودک وقت صرف کنید و:

  • او را در آغوش بگیرید و نوازش کنید؛
  • با او صحبت کنید و به او لبخند بزنید؛
  • نشانه های فرزند خود را بشناسید و نسبت به آنها واکنش نشان دهید؛
  • تجربیات و فرصت های تازه ای را در اختیار فرزند خود قرار دهید؛ و
  • کاری کنید که فرزند شما احساس سلامتی و امنیت نماید.

خوش آمدید

پدر و مادر بودن مهمترین شغلی است که می توان داشت. طول مدت این شغل می تواند به درازای عمر باشد . لازم نیست که همیشه هم چیز را بدانید. درواقع کودکان و والدین از یک دیگر می آموزند. هرچه بیشتر کودکان را درک کنیم ، بیشتر هم می توانیم به رشد و نموشان کمک کنیم.

اینجا متعلق به تمامی والدینی است که دوست دارند فرزندی شاد و خودباور داشته باشند.